تنهاترین مرد
  
 من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمی گویم----به زیر  ضربه های غم نیفتد خم به ابرویم.
 
اسفند 1388
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
آرشیو
 
چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386

ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

ای نوازش تو بهترین امید زیستن

در کنار تو

من از اوج لذتی نگفتنی گذشته ام

خوب خوب نازنین من

نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب

نام تو ، اگر چه بهترین سرود زندگی است

من ترا به خلوت خدائی خیال خود

" بهترین بهترین من " خطاب می کنم ،

بهترین بهترین من


 
پنجشنبه 10 آبان ماه سال 1386

 

دیگر نمی توانم و صحبت نمی کنم

تو عشق بزرگمی و به تو خیانت نمی کنم

سخت است ولی به تو جسارت نمی کنم

قصه ی عشق من و تو،قصه ی تنهاییست

این راز ماست و آنرا حکایت نمی کنم

تو یک سؤال بزرگی در خاطرم

قلبم شکست و دیگر قضاوت نمی کنم

تو پُر از گناهی و پُر از خلسه ی شراب

دیگر به روی تو عبادت نمی کنم

من به تو مؤمن بودم و پرهیزگار

کنون دگر تظاهر به دیانت نمی کنم

دیدم که تو مشغول صحبتی با دگری

فکر کردی که به او حسادت نمی کنم؟

گفتی برو و به زندگی خودت برس

گفتم بی تو به زندگی عادت نمی کنم

گفتی برو و برای خود عشقی بساز

گفتم با هر دلی رفاقت نمی کنم

خوب دانم که تو در فکر دیگری

این همه را بینم و هیچ شکایت نمی کنم

هر چند از تو دلشکسته ام امروز

اما میان دگران رهایت نمی کنم


 
سه شنبه 1 آبان ماه سال 1386

 

مطمئن باشو برو،

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست،

و چه زشت به من و سادگی ام

خندیدی

برو تا راحت تر ، تکیه های دل خود را سر هم بند زنم


 
تعداد بازدیدکنندگان : 65081


MY ICQ:435289352

mehdi_sfandiary@iaun.ac.ir

Powered by sfandiary.BlogSky.com

since 2002

 













گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه میکنم،
گاه یک نغمه آن قدر دست نیافتنی است که با آن زندگی میکنم،
گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که چشمانم رهایش نمیکنند،
گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نمیکنم.

شناسنامه کامل من...