هنوز هم فراموشت نکرده ام        
بااین که فراموش شده ام
هنوز هم صدایت را می شنوم
با این که صدایم نکرده ای
هنوز هم همه جا می بینمت
با این که به دیدنم نیامده ای
هنوز هم  با عشق تو پا بر جام
با این که خودت را زیر بار عشق دیگری شکسته ای
هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت
با این که زندگی خود را به تباهی کشانده ای
هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند
با این که چشم به چشم  دیگری دوخته ای
هنوز هم دلواپس دل نگرانی های توام
با این که از همه ادما بریده ای
هنو هم نمی توانم گرد غم رو روی صورتت تحمل کنم
با این که شنیده ام خودت را باخته ای
هنوز هم دوست دارم شانه ام تکیه گاهی برای شانه ات باشد
با این که شانه هایم زیر بار این عشق شکسته است
هنوز هم از امید حرف میزنم
با این که تو از زندگی خدا حافظی کرده ای
هنوز هم نمیدانم دست سرنوشت چرا گره دوستی ما را گسست
با این همه میدانم
من هنوز به تو ایمان دارم و تو...............
نظرات 4 + ارسال نظر
منتظر کوچک سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1383 ساعت 09:10 http://zamzam69.blogsky.com

سلام دوست عزیز
واقعاْ متن قشنگی بود. فقط باید ایمان داشته باشید. من که لذت بردم. اگه وقت کردید به وبلاگ من هم سر زنید .ممنون.خدانگهدار

امان سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1383 ساعت 16:19 http://www.aman-r.com

سلا آقا مهدی
خبر ندادی اینجا هم هستی؟؟؟
بابا ایول ما که کلی حال کردیم.
اگه خواستی بلینکیم.

احمدرضا از دیار غربت سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1383 ساعت 23:15 http://www.ahmadreza70.blogsky.com

سلام دوست عزیز!
وبلاگ جالب و زیبایی داری امیدوارم همیشه موفق باشی!
خوشحال می شم به وبلاگ من بیای و نظر بدی

فرشته یکشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 01:28

ّمن با حرفات اشک ریختم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد