پرسید: "به خاطر کی زنده ای؟"، با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم: "به خاطر تو"، با یک بغض غمگین بهش گفتم: "به خاطر هیچ کس".
پرسید: "پس به خاطر چی زنده ای؟" ، بازم با اینکه دلم داد می زد: "به خاطر دل تو" ، در حالی که اشک امونم را بریده بود گفتم: "به خاطر هیچ چیز".
پرسیدم: "تو به خاطر کی زنده ای؟" ، اشک تو دوتا چشم عاشقش حلقه زد و گفت: "به خاطر
کسی که به خاطر هیچ چیز زنده است"

this text not write forom me it`s write forom one of my best frinds

thanks my dear

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد