بی وفای من
وقتی دلم می گیره، وقتی دلم برات تنگ میشه، وقتی اونقدر اشک توی چشمام جمع شده که همه جا رو بارونی می بینم
آره، مثله حالا
دلمو خوش می کنم، به یاده تو....
به فکر تو........
می برم اون بالاها، خیلی بالا
جایی که هیچ کسی نیس، جز یاده تو
به خودم میگم، عاشقشم؟
چی بگم، دروغ بگم، یا که نه؟ سکوت کنم
تو خیالای خودم، بدجوری اضطراب دارم
نگرانم، پریشون... منتظره یه فرصتم
چی میشه؟ چیکار میشه؟ اصلا چرا طوری بشه؟
کاشکی می شد که همش، یه خواب باشه، رویا باشه
می دونم، خوب می دونی، عاشقتم، همین و بس
وقتی دلم می گیره، من با خدا، حرف می زنم
فقط از خدا میخوام، با تو باشم.... با تو باشم


دوستت دارم با صدای آهسته..........
و
با تمام وجود..........
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد