می خواهم از دریچه چشمان تو جهان را بنگرم . آخر از چشمان تو دیدن حال وهوایی دیگر دارد عزیزم.
چشمان تو دریچه امید است برای من و دستان گرم تو راه نجات است مرا نجات از چنگال اهریمنی غم ، که اگر تو نباشی سرتاسر من را در بر می گیرد.
بگذار وجود خسته ام در تو به آرامش رسد ، آرامشی ابدی . من هرگاه با تو ام آرام هستم و این قدرت قلب تو است که روح بی قرار من را  آرام می کند . پس مرا در قلب خود جای بده و بگذار همیشه آنجا بمانم.
 
نظرات 2 + ارسال نظر
نارنجک جمعه 28 اسفند‌ماه سال 1383 ساعت 14:41 http://فضولي؟

بابا تنهاترین
بابا مرد
عاشق هم که شدی
دیگه چی ؟
آخه تورو چه به وبلاگ نویسی ؟

عليرضا شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1383 ساعت 11:14 http://sarvar.blogsky.com

سلام وبلاگ خوبی داری اگر پول می خوای فقط يه سر به وبلاگ من بيا بد ۲ ماه تو اينترنت زحمت بکش بعد پول دار شو بدون پرداخت يک ريال
موفق باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد