بازگشت دوباره تنها ترین مرد

 

تا حالا شده احساس کنی بدبختی؟؟ هیچ کسی نداری؟.هر کاری میکنی بن بست؟احساس تنهایی .بی کسی. مرگ...

می خوام تا زندم بنویسم خوب یا بد.به کسی هم بر نخوره چون کسی جز دلم ندارم که حرف منا گوش بده

شروعی دوباره اما این بار متفاوت خودم موندما دلما.....

سر می کشم از آینه تو سر از هنوز

تنهاتر از همیشه و تنهاتر از هنوز!

سر میکشم به هرچه که در پیش روی ماست

سر میکشم به هر چه که پشت سر از هنوز

گفتی چرا نشسته ای و گریه می کنی؟

محبوب من رها نشدی آخر از هنوز؟!

محبوب من که روشنی چشمهای تو

در من کشیده منظره ای دیگر از هنوز

آماده ای برای سفرهای دور دست؟

بگذار با تو پر بزنم. بگذر از هنوز

حالا اگر لیاقت پروانه پیله نیست

حالا که بالهای تو عاشق تر از هنوز-

پَر پَر...پرنده های جهان پَر. من و تو پَر

پَر پَر‌. پَر از هر آنچه به جز تو... پَر از هنوز!

نظرات 2 + ارسال نظر
سفرکرده شنبه 28 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 21:16 http://safarkarde.blogsky.com

مدت هاست که تنها چیزی که به من وفادار مونده همین تنهایی هاست ..... میدونی خیلی با هم عیاق شدیم !!
صادقانه گوش میدم ....
شروع دوباره تو زیباست .....
تکرار یک حرف
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست
اینو یاد من و تو باشه
دلت دریا و یا علی

سوگل شنبه 28 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 21:19 http://guilty.blogsky.com

salam weblog e bahali dary be manam sar bezan khoshhal misham bye

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد