این منم من
یه
زمین خشک و بایر با یه عالمه مسافرتن
زخمی روح خسته کوچ چند مرغ مهاجرافق
پوچ و خیالی آرزوهای محالیسقف
ریخته جوی بی آب یه زمین خشک و خالیچشای
بی رنگ و ساده پای خسته و یه جادهبی
هدف گنگ و آهسته راه طول و یه پیادهتوشهءخالی
و رویا حتی بی یه قطرهءآبدل
پر از سوال بغرنج همه موندن توی این قابروز
تاریک و شب تار خلوت بدون گیتاربی
سرانجامیه نامه زندگی بدون یک یارنویسنده
این منم من این کتاب زندگیم بودبیست وسه
سال و نتیجه همهءآشفتگیم بودکاش
که مثل من نباشه هیچکسی تو این زمونهمثل
من تنها نباشه نشه تنهایی دیوونهآخ
ببخشید جا گذاشتم این کلام آخری روانتظار
عادت من بود که حروم کرد زندگیمرو
سلام یکی از مشکلات جوانان اینه که نمی خواهند نصیحت بشند. وقتی آمدی دوتا لینک بنامهای باماباش و اگر گشنه تشنه ..... دیدن کن واگر هرسه وبلاگ تورا هیچ تغیری نداد .بنویس برام تا مشگل اساسی تورا اگه خواستی حل کنم .خدانگهدار توباشد