خودت دیدی! تمام حرفها و غصه هایم ختم شد با خنده های تو!

برای توست این «هفتاد من» ... تفصیل و اظهار نظرهایم

....

کسی که اول بازی خودش را کشته چیزی هم ندارد! پس

به رویش هم نیاورده است اینجا حاصل سود و ضرر هایش

دوباره چشم هایم را ببندم! حرفهایم را نگویم؟؟؟ ... چشم!

به پایان می رسد با چشم های بسته پایان سفرهایم...

.....

خودت میدانی

امیّد کمی دارم ...

ولی می بیندت یک روز!

همانطوری که چشمش باز شد یعقوب با پیراهن دست پسرهایش!!!

نظرات 1 + ارسال نظر
اشکان یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 22:03 http://a5hkan.blogsky.com

سلام

سه-چهار دقیقه سکوت به احترام ورود اولین دلتنگی
می دانم سهمی ار روز آمدنت نخواهم داشت
دیشب جای آخرین نگاهت را ،
در انتهای چشمانم به خاک سپردم
فعلا بای

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد