من میتوانستم برایت همسفر باشم
یا دستکم میشد برایت بال و پر باشم
ای کاش میشد تا ابد ، تا آخر عمرم
در چشم تو یک شاعر پرشور و شر باشم
میخواستم وقتی که غم داری و دلتنگی
با خواندن شعری برایت خوشخبر باشم
امّا تو ترساندی مرا ، راه مرا بستی
نگذاشتی از این که هستم بیشتر باشم
سلام
بلاگ زیبایی داری .
امیدوارم همیشه موفق باشی .
به امید دیدار.
سیامک
سلام
چرا این قدر ناامید هستید
در مورد مرگ خوبه اما نه با ناامیدی
سعی کنید با تمام نا ملایمتی هاش بهش بخندید