من می‌توانستم برایت همسفر باشم

یا دستکم می‌شد برایت بال و پر باشم

ای کاش می‌شد تا ابد ، تا آخر عمرم

در چشم تو یک شاعر پرشور و شر باشم

می‌خواستم وقتی که غم داری و دلتنگی

با خواندن شعری برایت خوش‌خبر باشم

امّا تو ترساندی مرا ، راه مرا بستی

نگذاشتی از این که هستم بیشتر باشم

نظرات 2 + ارسال نظر
سیامک سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 21:40 http://siamaksalimy.blogsky.com

سلام
بلاگ زیبایی داری .
امیدوارم همیشه موفق باشی .
به امید دیدار.
سیامک

لیلا سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 21:57 http://roozhaye-bito.blogsky.com

سلام
چرا این قدر ناامید هستید
در مورد مرگ خوبه اما نه با ناامیدی
سعی کنید با تمام نا ملایمتی هاش بهش بخندید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد