کاش می شد ولی گریزی نیست باید از این صبورتر باشم
ناگزیرم که در تب تقدیر از خودم از تو دورتر باشم
گفتنش ساده است اما نه! بر نمی آیم از پسش دیگر
آه...از من نخواه خوب من! که از این هم جسورتر باشم
مادرم هی نصیحتم می کرد بروم طور دیگری باشم
گفت باید کمی عوض بشوم یا کمی پر غرور تر باشم
من ولی فکر دیگری دارم دیگر از این حساب ها سیرم
به کسی چه؟ دلم نمی خواد پسری با شعور تر باشم !
خسته ام خسته...شعر هم کافی است دست بردار از سرم تا من
بروم گم شوم برای خودم* بروم از تو دورتر باشم
کاش اما به یاد من باشی روزهایی که سرد و بارانی است
یاد این پسرک که هی می گفت دوست دارم خود خودم باشم
قشنگ بود ..... خوش باشی
salam vaghean aali bood nemidoonam chetore ke neveshte haton daghighan zabane hale mane .... bavar konid har moghe be veblogetoon sar mizanam gheyre momkene daste khali bargardam :D
movafagh bashid ... bazam montazere neveshteheye ghashangetoon hastam
نه دیگه دور نشو دیگه . اینهمه دوست وبلاگی داری همه هم به یادتن . نرو دیگه
سلام .
من آپم عزیز دلم و منتظرت
بای بای