حالا که رفته ای به دل من نشسته ای
حالا شنیده ام که دلم را شکسته ای
چون باد می روی و به گردت نمیرسم
یا می رسم به پای تو آندم که خسته ای
خوش باش ای کبوتر زیبا که اینچنین
از بند دام و دانه ی صیاد رسته ای
خون می چکد هنوز از این قلب نیمه جان
قلبی که با نوازش چشمت شکسته ای
آری نگفتم و ننوشتم که عاشقم
می شد چه کرد دست و زبانم تو بسته ای
اما چه سود رفتی و خالی است جای تو
حالا که رفته ای به دل من نشسته ای
سلام.. خوب می نویسی.. اینقدر تنها نباش..
موفق باشی..
تازه مثل من شدی.
من اونقد از دنیا کناره گرفتم که مثل یه ماشین فقط شب و روز می گذرونم...
اگه خواستی از وبلاگم دیدن کن.
موفق باشی..
سلام بر شما
بهار مبارک
راستی یک حقیقت تلخ در بهار را خوانده اید؟
سلام
سال نو مبارک.سالی سر شار از موفقیت و سر بلندی را برایت آرزومندم.
خیلی قشنگ می نویسی.
شاد باشی
********************************************سارا**********
وبلاگ شما هم قشنگه... قشنگ تر از وبلاگ من...
بای بای
سلام
مرسی که به کلبه ما قدم گذاشتی.
سبز باشی
**********************************************سارا*********