کبوتر دلم نشسته روی گنبد دلت به سجده می رود تمام روح من مقابلت
دو چشم من برای توست نذر کرده ام قبول کن هدیه ام کم است نیست قابلت
اگر چه گاه کاه دوربوده ای زتوعزیز به یاد توست قلب من نبوده است غافلت
میان سیل اشک غرق می شوم بگیر دست دلم ببر به سمت ساحلت
توآنقدربزرگی وزلال وپاک ومهربان که آسمان و آفتاب ذره ایست از گلت
دوباره دستهای من دخیل شده به پای تو بگو دگر بگو که حل شده است مشکلت
سلام
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست.
موفق باشی
سلام
خوبی؟
موفق و شاد باشی
*****************************************سارا*********