روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم

آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

روز میلاد : همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

 

نظرات 4 + ارسال نظر
سارا دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 16:15 http://eshgh-e-noghreie.blogsky.com/

لبخند می زنیم
به آسمان
به هر کجایی که امکان دارد
به زمین
خداوند عاشق ماست
چه سعادتی والاتر از این؟!!

سلام
خوبی ؟مرسی سر زدی.
شاد باشی
***************************************سارا***********

احمق دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 19:08

خلا یق هر چه لایق

سارا دوشنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:20 http://eshgh-e-noghreie.blogsky.com

سلام
خوبی؟
موفق باشی.
التماس دعا.
شاد باشی.
**********************************************سارا********

یاسمین(حرفهای یه دختر غمگین) جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 15:13 http://rue.blogsky.com

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد .....
ممنون
دلت شاد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد