آن روزها من مال یک دنیای بد بودم
می خواستم بهتر شوم ، با او که بد تر بود!
غیر از دلم دارو ندارم را فنا کردم ،
شاید به خود ثابت کنم این دست آخر بود
باید چه می کردم برای کندن از دیروز؟
لیلیِ من از بخت بد هم کور و هم کر بود!
این مجنون بیچاره از وقتی که رسوا شد
چشمان پر شورش همیشه ابری و تر بود
لعنت به این افسانه های پوچ تو خالی
سر در گمی های من از آغوش او سر بود
دنیای او دنیای یک مجنون دیوانه!
با دشتی از آلاله های زرد پرپر بود
کم کم به این باور رسیدم : سرنوشت من
مانند برگی روی دریاها شناور بود!
پایان عمری بی سرانجامی چه بود حاصل؟
ساحل ، زمینی سرد و متروک و محقر بود!
وبتون عالیه.مخصوصا موزیکش
سلام
استفاده بردم و زیبا بودی
با خواب تازه ای منتظر حضور زیبایت
لطف نظرت منتظرم
ممنون
دق کردم بس که اه وناله کردی پسر جون!!
اول سلام
بعدشم چرا انقد نا امیدی؟
اگه بنا به گله کردن باشه من دلم از تو پر تر!!!!!!!!!!!!!!!