عشقت شبیه حادثه ای بد تمام شد
در یک غروب تلخ و مردد تمام شد

شب پرسه های عاشقی ام صبح روز بعد
باران که روی صورت من زد تمام شد

با آن که خط فاصله هامان زیاد بود
عشق تو با شکنجه ی ممتد تمام شد

صد بار گفته بود دلت دوست دارمت
دیدی چه زود یک ..دو..نود..صد...تمام شد

این ماجرا بدون وداع و بدون حرف
وقتی کسی به جای من آمد ...تمام شد.... 

 

نظرات 5 + ارسال نظر
مشی سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 04:26 http://mashi.blogsky.com

خیلی زیبا و به یاد موندنی بود!
بهتون تبریک می گم!
به منم سر بزنین!

مهراوه سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 04:27 http://teratroma.blogsky.com

خیلی قشنگه. شعر از خودتونه؟

drgomshode سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 05:28 http://drdarya74.blogsky.com

sheret aznazare sher budan ghashang bud ama omdvaram vaghean tamum shode bashe barat.

مهسا پنج‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 02:09 http://www.qqqq.blogsky.com

سلام

این شعرای خوشگل خوشگل مال خودتونه آقای دکتر ؟
شعراتوم منو کشته که



میبینی من شعور ندارم دزست بیام کامنت بذارم همش چرت و پرت می گم ! ولی جدا زیبا بود مخصوصا پایینی .

ادبیاتم هم خوب نیست لااقل ۲ خط شعر برات کامنت بذارم!
دیگه به بزرگی خودت ببخش داداشی

ماهی خانوم یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 21:44

سلام مهدی جان
از اونجایی که من عاشق سبک شعری تو هستم پس نظرمو می دونی.
فقط امیدوارم خوب باشی و برای گفتنش اذیت نکرده باشی خودتو.
مثل همیشه بهترین ها رو برات آرزو دارم.
شاد باشی عزیزم
(من هیچ فرقی نکردم به چه زبونی بگم آخه؟!)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد