گفتی ستاره ماندنیست، دیدی ستاره هم شکست!؟
عهدی میان ما نبود ،عهدِ نبسته هم گسست
این خوابِ سبز از ابتدا ، یک اشتباه ساده بود
یک اشتباه ساده که ، آخر مرا در هم شکست
از دست زخم روزگار، به غم نشسته بود دل
به غم نشسته بود ، باز ، دیدی که در خون هم نشست
گفتم چه غم از حادثه ، وقتی تویی سد ، سیل را
دیدی خیالی خام بود ، دیدی که این سد هم شکست
گفتی که: چشم از من بدار، لایق نئی اینجا ، برو
این دل نه جای هر کسی ، نه جای تو ،تو، توی پست
گفتی : تو را تقصیر نیست ، نتوانمت در دل نشاند
این آخرین حرف تو بود ، حرفی که بنیانم گسست
آری! بلور عاطفه ، با سنگِ بی مهری شکست
این دل شکسته بود ، باز ، یکبار دیگر هم شکست
یادی کن از تنهائی ام ، زین صید مانده در قفس
آه ای خدای هرچه بود ، آه ای خدای هرچه هست
غصه نخور...
ما هم هی یک قدم مانده به هر شکستن دوباره دوباره پیوسته می شویم
بیت اول خدااااااااااااا بود پسر !
هنوز تو کفش ام !
مرسی داداشی