فانوس و چتر و گل....
می گیرم از کسی
چه دست ِ خالی ام !
امشب که می رسی.....
شاید منو هنوز بشناسی از صدام!
امشب خدا فقط
دلواپسه برام
هر لحظه بیقرار می پرسم از خودم
شاید عوض شدی .. شاید عوض شدم
نه !!!
تو برام مث ِ دیدار ِ اولی
شاید نبودنت جبران نشه ولی...
یک آرزوی دور اما قشنگ کن
با من به بوسه ای امشب درنگ کن
___________
___
من در وبلاگم مطلب نمینویسم تا رمز گشایی شود .. اگر حرفی با کسی داشته ام همیشه صراحتا و بی گوشه کنایه نوشته ام.. و برخوردهای پیگیرانه عده ای را دوست ندارم. این جماعت همیشه به دنبال سوتفاهم و جنجالهای عجیبند..این دفعه با ما بود!! با ما بود.....شما را به خدا به خودتان نگیرید. من منظورم شما نبودید و نیستید اینرا لطفا به خاطر بسپارید. از الان تا همیشه
شاید همه چیز برای کسی که دل در بند دارد مانند روز اول باشد اما احساسی که در گذر زمان گم میشود حتی لحن صدا را از یادش خواهد برد. فانوس و چتر و گل را قبل از انکه دیر بشود باید به ضیافت عشق برد. زیبا می نویسی. قلمت سبز