شش ساله میشود اینجا....!  
شش سال میشود که با عشق و از عشق مینویسم!
گاهی هم از درد.... گاهی هم از خدا.... گاهی هم از -تو- ....
و خودت هم میدانی، بیشتر از گاهی
نه میدانم چند سال دیگر مینویسم و نه میدانم چند سال دیگر میتوانم بنویسم!
اما یادم می ماند تا آخرین روز نوشتنم اینجا را اندازه خانه واقعی ام دوست دارم ....
بیشتر نباشد، کمتر نیست!
اصلاً خانه واقعی ام شده میبینی؟!
خانه ای بی در، بی پنجره، بی -تو- .... پر از یادت
اینجا را، آدمهایش را، دوستانش را، حتی غریبه هایش را دوست خواهم داشت
و دوست خواهم داشت تا آن روز که قصه اینجا سر آید....
یکی بود و یکی بود و نبود .... همه اش بشود یکی بود!
با اینجا من بزرگ شدم، عاشق شدم، دوست دار شدم، حتی بیشتر دوست داشته شدم!
خیلی روزها، خیلی دردها را با اینجا فراموش کردم، خیلی وقتها اینجا شد دردم!
اما باز دوست دار اینجا ماندم .... میمانم ....
به خودم قول داده ام، این خانه را بزرگ کنم تا بزرگ شوم به روزی و جایی و کسی برسد....  

 

نظرات 2 + ارسال نظر
سیگاری چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1389 ساعت 01:20 http://30gari.blogsky.com

تبریک می گم بابت این استقامت.

افسوس که همانند تو نتوانستم پایدار باشم در یک بلاگ...افسوس.

باران چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1389 ساعت 09:49 http://avayedelam.blogsky.com

سلام
تولد شش سالگی این همراه و همدل ارزشمندتون مبارک
ای کاش من هم به قول هایی که داده بودم عمل میکردم یارو همراهم رو که الاان ۳ ساله میشد رها نمیکردم
به هر حال براتون ارزوی دلخوشی وشادی و موفقیت دارم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد