دیگر از این سکوت بی پایان باز از لحظه های تکراری
مثل ابر بهار می بارم شده ام لایق گرفتاری
از تو ای نازنین تو ای رعنا داشتم یک سوال راحت باش
من به یادت همیشه می باشم ذره ای هم تو دوستم داری؟
با نگاه محبت آمیزت زندگی روح تازه ای دارد
مردنم واقعیت محض است به فراموشیم که بسپاری
تو اگر قصد کشتنم داری ضامن این تفنگ ازاد است
سه ودو یک شمارش معکوس ومنم منتظر که بشماری
خوب بنگر نگاههای من ظاهرا خشمگین و خصمانه است
در درونم هزارها نیرو از تو هی می کند طرفداری
عاشق غربتم غریبم من درددلهای من فراوانند
بی تو پوچم بمان تو پیش من وبخوان نغمه های دلداری