از این راهرو یک نفر رد شده

که عطرش همونه که تو می زنی

برای به زانو در آوردنم

تو از مرگ حتی جلو میزنی

از این راهرو یک نفر رد شده

مث ِ وقتایی که تو ناراحتی

نفس میکشم با تمام وجود

عجب عطر خوبی زده لعنتی

صدات میکنم تا همه بشنون

جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست

من اونقد شکستم حس میکنم

که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست

یه جوری دلم تنگ میشه برات

محاله بتونی تصور کنی

گمونم نمیتونی حتی خودت

جای خالیتو تو دلم پر کنی

نظرات 1 + ارسال نظر
مهراوه چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:25

عالیه!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد