خاطره های آدم که زیاد میشه دیوار اتاقشون پر عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی... ول میکنی خودتو رو تختت ، سیگارتو پک میزنی و فکر میکنی ، به چی اما ؟ این دوره متناوب دلتنگی و تنفر ؟ نه ، گول نزن خودتو ، منو تو چیزی یادمون نمیاد .. کشمکش که نشد خاطره ، یکی پر از التماس و بمون و خواهش و خواری ، اون یکی تو فکر فرار و اینده پوچ و مبتذل .. این شد رابطه ؟ این شد دوستی ؟